زری بافی

زري‌ بافي‌

در روزگاران‌ پيشين‌ ،كارگاه‌هاي‌ طراز سازي‌ ايران‌ ،علاوه‌ بر اينكه‌ منسوجات‌ گرانبها را براي‌ داخل‌ كشور تدارك‌ مي‌ديدند ، بخشي‌ رانيز براي‌ صدور به‌ كشورهاي‌ ديگر آماده‌ مي‌كردند .نمونه‌هايي‌ از بافته‌هاي‌ ابريشمين‌ اوايل‌ دورة‌ اسلامي‌ كه‌ به‌ شيوه‌ ساساني‌ بافته‌ شده‌ ،هم‌ اكنون‌ در دست‌ است‌ و غالبا" در مجموعه‌هاي‌ شخصي‌ و كليساهاي‌ اروپا ديده‌ مي‌شود .از جمله‌ دستمالي‌ كه‌ چهره‌ حضرت‌ مسيح‌ (ع‌ ) بر آن‌ نقش‌ بسته‌ ،در كليساي‌ «سنت‌ ويكتوريا» موجود است‌ وهمچنين‌ پارچه‌اي‌ كه‌ نقش‌ فيل‌ بر آن‌ بافته‌ شده‌ ،در خزانه‌ كليساي‌ بزرگ‌ «سانس‌» نگهداري‌ مي‌ شود. بافت‌ پارچه‌هايي‌ كه‌ درمتن‌ و نقوش‌ آنها، نخهاي‌ گلابتون‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ بنا به‌ روايات‌ تاريخي‌ به‌ دو هزار سال‌ پيش‌ مي‌ رسد .«هردودت‌ » مورخ‌ مشهور يوناني‌ نوشته‌ است‌ :

روميان‌ به‌ خاطر زيبائي‌ واشتهار زربفت‌هاي‌ سنتي‌ ايران‌ همه‌ ساله‌ مبالغ‌ هنگفتي‌ مي‌پرداختند . فيلوسترات‌ نيز گفته‌ ست‌ :«اشكانيان‌ ،خانه‌ هاي‌ خودرا با پرده‌هاي‌ زري‌ يراق‌ دار كه‌ از پولكهاي‌ نقره‌ و نقوش‌ زرين‌ ،تزئين‌ شده‌ بود ،مي‌ آراستند.» نقوش‌ پارچه‌ هاي‌ ساساني‌ در تناسب‌ و هماهنگي‌ طرح‌ و رنگ‌ به‌ نهايت‌ درجة‌ هنري‌ رسيده‌ بود. تركيبات‌ نقوش‌ ساساني‌، برگرفته‌ از مرغ‌ و پرندگان‌ ،جانوران‌ و شكارگاه‌ و سواران‌ و طرحهاي‌ تجريدي‌ و انتزاعي‌ بود. از قرون‌ چهارم‌ ميلادي‌ ،قطعاتي‌ از زريهاي‌ ايراني‌ در موزه‌ «ليون‌ » فرانسه‌ ،لندن‌ ،واشنگتن‌ ،ارميتاژ و... نگهداري‌ مي‌شود و نمودار عظمت‌ و اعتبار اين‌ هنر سنتي‌ در ايران‌ كهن‌ است‌ . بعد ازساسانيان‌ ،به‌ علت‌ حرمت‌ بهره‌ گيري‌ از طلا براي‌ مردان‌ ،مدتي‌ نسبتا" دراز، بافت‌ پارچه‌هاي‌ زري‌ به‌ تعويق‌ افتاد تا اينكه‌ بافتن‌ پارچه‌هاي‌ زري‌ ،در دوره‌ سلجوقيان‌ رونق‌ يافت‌ .در دوره‌هاي‌ اسلامي‌ ،نقوش‌ حيوانات‌ وپرندگان‌ نظير شير ،عنقا و عقاب‌ كه‌ زربفت‌ شده‌اند و در متن‌ پارچه‌ها ،جلال‌ و شكوهي‌ داشتند از پيشرفت‌ تكنيك‌ پارچه‌ بافي‌ درعصر سلجوقيان‌ است‌ . طرحهاي‌ شقايق‌ و نيلوفر آبي‌ نيز از عناصر تزئيني‌ در بافت‌ پارچه‌ هاي‌ اين‌ دوره‌ است‌ . در دوره‌هاي‌ بعد ،تدريجا"طرحهاي‌ تازه‌اي‌ به‌ ابتكار طراحان‌ و بافندگان‌ ايران‌ به‌ منّصه‌ ظهور رسيد ودر هويتي‌ مستقل‌ ، دوره‌ معتبر و اصيل‌ نساجي‌ صفويه‌ را بنيان‌ نهاد. اما پيش‌ از آن‌ يعني‌ در عصر مغول‌ ،سالهاي‌ فراموشي‌ نساجي‌ ايران‌ بود و زري‌ بافان‌ از بيم‌ مرگ‌ ، متواري‌ شده‌ و در خفا مي‌زيستند . دوره‌ طلايي‌ بافندگي‌ از عصر صفويه‌ آغاز مي‌شود .پارچه‌هاي‌ ابريشمي‌ صوفيه‌ سه‌ گونه‌ است‌ : 1ـ حريرساده‌ 2ـ ابريشم‌ زربفت‌ 3ـ مخمل‌ ابريشمي‌ اين‌ پارچه‌ ها، براي‌ تن‌ پوش‌ اعيان‌ ،امرا و شاهان‌ و درباريان‌ به‌ كار مي‌رفت‌ . تزئين‌ پارچه‌هاي‌ ياد شده‌ عبارت‌ بوداز اشكال‌ انساني‌ ،تصوير حيوانات‌ و پرندگان‌ وگل‌ و گياه‌ و گاهي‌ نيز تصاوير داستانهاي‌ رزمي‌ و بزمي‌ برآن‌ها نقش‌ بسته‌ است‌ . مثلا"درموزه‌ «كوپريونيون‌ » دو قطعه‌ پارچه‌ ابريشمي‌ را مي‌بينيم‌ كه‌ روي‌ آنها، منظره‌اي‌ از داستان‌ ليلي‌ ومجنون‌ ديده‌ مي‌شود. درزمان‌ شاه‌ عباس‌ دوم‌ ،بافت‌ پارچه‌هاي‌ ارزشمند زربفت‌ و مخمل‌ زري‌ ،بادقت‌ و مهارت‌ ادامه‌ داشت‌ و باقطعاتي‌ از آنها نام‌ بافنده‌ آن‌ كه‌ «غياث‌ » بود نقش‌ بسته‌ است‌ .در موزه‌ «متروپوليتن‌ »دو قطعه‌ كوچك‌ پارچه‌ ابريشمي‌ تاريخدار ،اززمان‌ شاه‌ عباس‌ موجود است‌ كه‌ روي‌ آنها نام‌ بافنده‌ شاه‌ حسين‌ و تاريخ‌ 1008 ه.ق‌ ( 1588 م‌ )نقش‌ بسته‌ است‌ . نساجان‌ و بافندگان‌ مشهور اين‌ عهد ،عبارت‌ بودند از غياث‌ ،عبدالله‌ ،ابن‌ محمد،معزالدين‌ ،ابن‌ غياث‌ وعيسي‌ عباسي‌ . در عصر شاه‌ عباس‌ از هنرمندان‌ زري‌ باف‌ خواسته‌ شد كه‌ به‌ منظور زنده‌ كردن‌ اين‌ هنر قديمي‌ به‌ اصفهان‌ كوچ‌ كنند .دراين‌ دوره‌ ،علاوه‌ بر اصفهان‌ ،يزد وكاشان‌ نيز جايگاه‌ بافت‌ زري‌ درايران‌ بود. از قرن‌ 16 تا قرون‌ 17 و 18 م‌ بافت‌ پارچه‌ هاي‌ زربفت‌ وابريشمي‌ كاهش‌ يافت‌ وگلدوزي‌ قلمكار وانواع‌ سوزندوزيها ، جايگزين‌ اين‌ هنر سنتي‌ شد . زربفت‌ ومخمل‌ زري‌ ،درمسير تاريخي‌ خود،نظر هنرمندان‌ زري‌ باف‌ عصر قاجار رانيز به‌ خود معطوف‌ داشت‌ وكم‌ وبيش‌ اين‌ هنر سنتي‌ ،سينه‌ به‌ سينه‌ حفظ‌ شد و در گذشته‌ نيز به‌ عنوان‌ بافته‌ زينتي‌ ،رويه‌ مبل‌ دربار ، لباس‌ تشريفات‌ و پرده‌هاي‌ تالارهاي‌ عام‌ و خاص‌ به‌ شمار مي‌ رفت‌ . كارگاه‌ كنوني‌ زري‌ بافي‌ سازمان‌ ميراث‌ فرهنگي‌ كشور در سال‌ 1931 به‌ اهتمام‌ «استاد حسين‌ طاهرزاده‌ بهزاد تبريزي‌» بنيان‌ نهاده‌ شد واز هنرمندان‌ برجسته‌ زري‌ بافي‌ آن‌ روز ايران‌ ،از جمله‌ «استاد حبيب‌ ا... طريقي‌ »و فرزند هنرمندش‌ «استاد محمد طريقي‌ »به‌ كار دعوت‌ شد و هنرمندان‌ كنوني‌ ،دست‌ پروردگان‌ خاندان‌ طريقي‌ هستند . اكنون‌ در كارگاه‌ زري‌ بافي‌ سازمان‌ ميراث‌ فرهنگي‌ كشور در تهران‌ و هنرستان‌ هنرهاي‌ زيباي‌ اصفهان‌ وميراث‌ فرهنگي‌ كاشان‌ ،نمونه‌هاي‌ جالبي‌ از انواع‌ زري‌ و مخمل‌ بافته‌ مي‌شود كه‌ پاره‌اي‌ از آنها از نظر رنگ‌ و طرح‌ ،با بهترين‌ دست‌ بافت‌ هاي‌ اين‌ هنر سنتي‌ در گذشته‌ برابري‌ مي‌ كند . پايه‌ هاي‌ طراحي‌ نقوش‌ زري‌ ،اگر چه‌ به‌ تركيبات‌ هنري‌ كلاسيك‌ آن‌ استوار است‌ ،ولي‌ ايجاد نقوش‌ وطرح‌ آن‌، مانند ساير هنرهاي‌ ايراني‌ ،خواص‌ شكل‌ پذيري‌ وتركيبات‌ نوين‌ دارد. استادان‌ مرحوم‌ طريقي‌ ،مرحوم‌ حاج‌ حسين‌ اسلاميان‌ ، محمودفرشچيان‌ ،عنايت‌ ا... منجدب‌ و ديگران‌ با اندك‌ تغيير در ظاهر و ياافزودن‌ و كاستن‌ يك‌ عنصر تزييني‌ ،اشكال‌ ويژه‌اي‌ را كه‌ گوياي‌ آفرينش‌ طرحي‌ نوين‌ است‌ ،ابداع‌ كرده‌اند . زري‌ ،با دستگاههاي‌ كهن‌ «دستوري‌ » و «ژاكارد » بافته‌ مي‌ شود.مواد اوليه‌ زري‌ كه‌ ابريشم‌ و گلابتون‌ است‌ ، هنوز هم‌ در غناي‌ اين‌ هنر،نقش‌ اساسي‌ دارد. رنگرزي‌ ابريشم‌هايي‌ كه‌ در زري‌ بافي‌ كاربرد دارد،با رنگهاي‌ طبيعي‌ انجام‌ مي‌گيرد و به‌ همين‌ جهت‌ از ارزش‌ فراواني‌ برخوردار است. اين‌ رنگها،ساليان‌ متمادي‌ ثابت‌ وپايدار مي‌مانند . روي‌هاي‌ بافت‌ زري‌ به‌ صورت‌ لپه‌ باف‌ ،دارايي‌ واطلسي‌ و... است‌ و طرحها ونقشهاي‌ رايج‌ امروز ،بته‌ جقه‌اي‌ ،اسليمي‌ ، اسليمي‌ ماري‌ ،اسليمي‌ درهم‌ ،گلهاي‌ افشان‌ ،شكارگاه‌ ،بزم‌ ،رزم‌ ،مناظر وحيوانات‌ ،خط‌ وخوشنويسي‌ و.. است‌ ،نقشهاي‌ تجريدي‌ در زريهاي‌ امروز،كمتر يافت‌ مي‌ شود. امكانات‌ تكنيكي‌ ،امروزه‌ سبب‌ سرعت‌ بافت‌ ودقت‌ در نقشبندي‌ ونقش‌ اندازي‌ شده‌ و مواد اوليه‌ نيز مرغوبتر از گذشته‌ شده‌ است. البته‌ اين‌ تغييرات‌ بر اساس‌ مطالعات‌ و بررسي‌ آثار گذشتكان‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌. امروزه‌ زري‌ بافي‌ در جايگاهي‌ ويژه‌اي‌ قرار دارد و آثاري‌ كه‌ به‌ موزه‌ها و نمايشگاههاي‌ راه‌ مي‌يابند .چشم‌ تماشاگران‌ را خيره‌ مي‌ سازند.

Posted at

تاپستري

نمونه هايي از كهن ترين شيوه پرده بافي ايران در نگارخانه سعدآباد

شميرانات ـ گروه شهرستانها: نمايشگاهي از نمونه هاي «تاپستري» كه سبك بافته هايي از ۷۰۰۰ سال پيش در چين، هند، مصر، ميان دورود (بين النهرين) و ايران است، توسط گروهي از هنرمندان معاصر، امروز در نگار خانه سعدآباد تهران افتتاح مي شود. «تاپستري» بافته هاي پود نمايي است كه نقش ها از طريق بافت آزاد بوجود مي آيد و پودها، كاملاً روي تارها را مي پوشاند، اين نوع بافت در دوران صفويه در ايران به اوج زيبايي و مهارت خود رسيد كه در آويزه هاي ديواري و پرده ها استفاده مي شود. «تاپستري ها» تركيبي بود از گليم و قالي و تصاوير آنها از سبك مينياتور بود و قديمي ترين «تاپستري» ايراني كه از منطقه «پازيريك» پيدا شده است، درموزه «آرميتاژ» روسيه نگهداري مي شود. در بافت «تاپستري» هاكه الياف نخ، پشم، ابريشم و اليافت مصنوعي و فرآورده هاي ديگر مانند مهره هاي چوبي و فلزي استفاده مي شود، از تكنيك هاي بافت قالي، گليم، ورني، پارچه، كارت، مكرومه، ميل بافي و سوزن دوزي استفاده مي شود

ادامه دارد

تاريخچه زيپ

 

در دفتر تاریخ، اختراع زیپ به نام یک مهندس مکانیک شیکاگویی با نام ویت کم جودسن در تاریخ 29 آگوست 1893 به ثبت رسیده. جودسن در سال 1893 در نمایشگاه جهانی شیکاگو این اختراع را در مقابل دیدگان بیست میلیون نفر به نمایش گذاشت. فکر می کنید چند عدد از آنها را فروخت؟ فقط بیست عدد و آن هم برای پستچیان دفتر پست امریکا که در کیف نامه هایشان بسته شود.

در سال1913،شخص دیگری به نام گیدئون ساندبک، زیپی بهتر و مدرنتر را تولید کرد، اما مشکلی که آن زیپ داشت این بود که بعد از شستشو زنگ می زد. اولین سفارش را ارتش امریکا برای لباس و وسایل به او داد، و بعد جنگ جهانی اول به وقوع پیوست.

طریقۀ استفاده از زیپ امروزه برای همگان آشکار است، ولی در آن زمان برای مردم ناشناخته بود. این در حالی بود، که همچنان هیچکس آن را نمی خواست. در همین اثنا یود که ناجی از راه رسید. بی.اف. گودریچ در سال 1923، تعداد یک صد و پنجاه هزار عدد آن را برای تولید کفشهای لاستیکی جدیدش سفارش داد. در این زمان به آنها «بندهای بی قلاب» میگفتند. بی.اف از صدایی که زیپ داشت خوشش می آمد، و نام «زیپ» را وی ابداع کرد.

در سال 1948، یک کوهنورد سوییسی به نام جورج دو مسترال، زمانی که از چسبیدن خارها و تیغهای جنگلی به لباسش کلافه شده بود، و در حالی که آنها را از لباسش جدا می کرد، جرقه ای در ذهنش درخشید، «بستی را می توان درست کرد که با زیپ رقابت کند» ، به جز یک بافندۀ منسوجات گیاهی در فرانسه، همه به او خندیدند. آن دو با مشارکت هم چیزی را که از کتان بود درست کردند،و نامش را«اتصال نواری»گذاشتند. مشکلی بزرگ که گریبانگیرشان شد تولید انبوه آن بود. به لوازم پیشرفته احتیاج داشتند. به دنبال راه حل بودند، که به طور تصادفی میسترال، کشف کرد که وقتی نایلون در زیر اشعۀ مادون قرمز دوخته شود، فنا ناپذیر خواهد بود، اینجا بود که طراحی اش به پایان رسید.مشکل بعدی انتخاب نام بود.به هر حال اسامی«اتصال نواری» یا«بندهای بی قلاب» اسامی ای مناسب برای این اختراع نبودند.او کلمه ای ترکیبی با استفاده از دو کلمۀ مجزا درست کرد. از کلمۀ" velvet" (مخمل) و کلمۀ فرانسوی"crochet "(قلاب)، حروف"vel" و "cro " را برداشت ،و کلمۀ جدید به نام"Velcro" را به وجود آورد. بخش حقوقی آنها اعلام کرد که"Velcro"نام تجاری امریکایی است، و اسم عام نیست. به عبارت دیگر، آنها قلاب و حلقه های تقلیدی از کار دیگران نساختند، بلکه کالایی با کیفیت بالا تولید کردند.

در اواخر سالهای1950 ، در حدود شصت میلیون یارد، از این کالا در سال تولید شد. حالا تصور کنید، امروز تولید به چه میزان است؟

حرفهای خودمانی

 

 

Let go and let God.

غم نخور وهمه چیز را به خداوند  بسپار

 

They say that God is everywhere,
and yet we always think of Him as somewhat of a recluse.


مي گويند خدا همه جا هست و با اين حال،
هميشه فکر مي کنيم از ما دور است.
 

 

God gives birds their food,
but they must fly for it.


خدا غذاي پرندگان را مي دهد
اما آنها بايد براي به دست آوردنش پرواز کنند.
 

 


 


If we just stop looking for the Red Sea to split,
we might see all the wonderful miracles
God makes all around us every day.


اگر دست از انتظار براي معجزه ي خیلی بزرگ مثل شکاف آب دریا  برداريم،خواهيم توانست همه ي معجزات خارق العاده اي که خداوند
هر روز در اطرافمان ظاهر مي کند ببينيم.
   

 

 .
 

 ============ ========= ====


Love is the highest miracle and  gift of God.
 

عشق والاترين هديه  و معجزه ي خداوند است.
 

 

============ ========= ===
 


 

 


 
 The prayer most acceptable to
God comes from a thankful heart.


دعايي که بيش از همه مورد پذيرش خداوند است
دعايي است که از دل بنده ی شکر گزار خداوند  برخيزد.

 

 

 
Sooner or later you have to seek God. Why not now?


دير يا زود بايد به دنبال خدا بگردي، چرا حالا نه؟


 whoever wants to find God will find a way to Him.


هر کسي خدا را بجويد، راهي به سوي او خواهد يافت

.
 

 


 


God is the East and the West
and wherever you turn, there is God's face.


خداوند همه جا حاضر هست .
به هر طرف رو کني، رو در روي خدا خواهي بود. 

 

 

 

 

 
 All God's testing has a purpose, someday you'll see the light.
All He asks is that you trust Him, walk by faith and not by sight.


در امتحانات الهی حکمتی نهفته هست

 روزي مصلحتـــش را خواهـــــی فهمیـــد


او فقط مي خواهد که به او اعتماد کني

پس  با ايمانت قدم بردار  نه با چشمانت.
 

 

 

 


Some people think it is unfair for
God to put thorns on roses.
Others praise Him for putting roses on thorns.


عده ای فکر مي کنند منصفانه نيست که
خداوند کنار گل سرخ خار گذاشته است

و
عده ای  ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است.

 


 Don't pray that God's on our side; pray that we're on His side.
دعا نکن که خدا کنار همواره در کنارمان  باشد، دعا کن که ما همیشه در  کنار خدا باشيم.

 

از من مي‌شنوي؟ هر كس گفت دنبال من بيا، من رسم جديد آورده‌م،
پشتت را كن بهش و برو دنبال كارت
محلش نگذار. كسي قرار نيست رسم جديد بياورد.
همان رسم قديم است، قرار است همان را يادت بياورند.
ذكر اصلاً يعني همين ديگر؛ يعني يادآوري

============ ========

هزاران معجزه ميان آسمان و زمين معطل است، دستي بايد تا

 معجزه ها را فرود آورد
 

با توام ، با تو خدا

یک کمی معجزه کن

چند تا دوست برایم بفرست

پاکتی از کلمه

جعبه ای از لبخند

نامه‌ای هم بفرست

کوچه های دل من

باز خلوت شده است

قبل از اینکه برسم

دوستی را بردند

یک نفر گفت به من

باز دیر آمده ای

دوست قسمت شده است
 

============ ======.

 fariba

 

 

 

 

تاریخچه جوراب

تاریخچۀ جوراب

تاریخچۀ جوراب، به ما قبل تاریخ بر می گردد،گرچه پوشیدن جوراب با پیشرفت تمدن و شکل گرفتن اجتماع انسان بوجود آمد. اما جوراب امروزی، آمیزه ای از پوشاک بافته شده است، انسان اولیه از پوست حیوانات برای پوشاندن پا استفاده می کرد. اولین جوراب بافته شده، در مصر به دست آمده است، که به صورت پارچه ای بوده که با بند، محکم به دور پاها پیچیده می شد. جوراب بافته شدۀ واقعی، در قرن یازدهم و در اروپا تهیه شد که از اجداد جورابهای امروزی به حساب می آیند. در تاریخ بیشتر کشورها، فرقی بین جوراب بچه ها و بزرگترها نبوده است وفقط درقرن نوزدهم بودکه جورابهایی درمدلهای بچه گانه بافته شد

جوراب ما قبل تاریخ

جوراب و جوراب ساق بلند زنانه، در ما قبل تاریخ نیز پوشیده می شده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که اولین جورابهای عصر حجر از پوست حیوانات تهیه می شد و به دور مچ پا گره می خورد. شاید اولین جورابها را کشاورزان یا جنگجویان خلق کردند، که برای محافظت از پادشاهان، از تکه های پارچه استفاده می کردند و برای ثبات نگهداشتن آنها، از بند جوراب، چرم،یا پارچه بهره می برند.

تاریخچۀ جوراب در برخی از کشورها 

یونان :

درقرن هشتم قبل از میلاد جورابها از پوست دباغی نشدۀ حیوانات درست می شد. اغلب این پاپوشها را هنرپیشه های نمایشهای کمدی می پوشیدند.

رم :

رومی ها پاهای خود را با نوارهایی بلند از چرم یا پارچه می پوشاندند. این پوششها، به پاپیچهای جنگ جهانی اول بسیار شبیه بوده است.در قرن دوم میلادی،آنها پاپوشهایی به نام «ادونس» می پوشیدند که از پارچه درست شده بودند و روی پا را می پوشاندند.

هند :

در زمانهای قدیم در میان هندیهای شمال هند فرهنگ پوشیدن جورابهای بنددار بلند وجود داشت که از رو پوشیده می شد و زیر دامن، لباس ،یا شلوار پنهان نمی شد. آنها را با سنگهای نفیس و گلدوزی تزئین می کردند که هر بیننده ای را به تحسین وا می داشت. این مدهای باستان را در معبدهای خاجوراهو در شمال هند می توان دید.

مصریان مسیحی :

مصریان مسیحی اولین کسانی بودند که جورابهای بافتنی پوشیدند.اولین جورابهای بافتنی در مقبره های آنها کشف شدند که به قرن سوم تا ششم میلادی تعلق داشت.

قرون وسطی :

در این دوره نیز برای محافظت از پاها، از وسایل ساده ای برای پوشش استفاده

می شد. اروپایی ها در قرون وسطی، پارچه های کلفت و زبر یا پوست، را به دور پاهایشان می پیچیدند و با استفاده از بند جوراب آن را محکم می کردند. جوراب جدیدی در قرن یازدهم در اروپا پدیدار شد زمانی که قد شلوارها تا زیر زانو رسید، برای پوشاندن قسمت پایین پا از جوراب استفاده کردند. این جورابها از پارچه های پشمی رنگ شده تهیه وبه شکل پا بریده و دوخته می شدند. بعدها جورابها به کمربند شلوارک وصل شد.

تصویر و دست نوشته های قرنهای یازدهم و دوازدهم نشان دهندۀ آن است که جورابهای اولیه زیاد اندازۀ پاها نبوده اند. در این تصویرها جورابها چروک خورده اند. مردان اغلب جورابهای بلند و بنددار می پوشیدند. در قرن سیزدهم اروپاییان جورابهای اندازه تر و مناسب تری را پوشیدند. این جورابها بلندتر و با برشهای بهتری ارائه شدند و برای تونیکهای کوتاه ظاهری شیکتر داشتند. در قرنهای چهاردهم و پانزدهم تونیکها کوتاهتر شدند، به همین دلیل جورابها را بلندتر تهیه می کردند. در قرن پانزدهم جورابها یکپارچه تنگتر شدند و برخی از جورابها نیز با قرار گرفتن تکه ای چرم در کف، جایگزین کفش شدند. زنها هم جورابهایشان تا زانو بود چون اغلب لباسهای بلند می پوشیدند.

نفوذ اسپانیا : 

کیفیت پارچه های اسپانیا و طراحی خوب آنها در تاریخ جوراب، نقش مهمی داشته است. ملکه الیزابت اول، حق امتیاز ویلیام لی را لغو کرد، چون جورابهایی که با ماشین بافندگی بافته می شد را دوست نداشت. او به جورابهای ابریشمی وارداتی اسپانیا علاقه زیادی داشت. ایرادی که ملکه از ماشینهای بافندگی می گرفت این بود که «جورابهایی را که ماشینها می بافند مچ پای خوانوادۀ سلطنتی را می آزارد.» مدهای اروپایی در قرنهای شانزدهم و هفدهم تحت تأثیر نفوذ اسپانیا قرار گرفتند. پارچه های گلدوزی شده که با جواهراتی نفیس تزئین شده بودند باعث شد تا اسپانیا جایگاهی خاص برای خود در دنیای جدید باز کند. جورابهای مردانه از ابریشم با نقش ساعت بافته می شدند. جوراب در لباس گاو بازی اسپانیا نقش بصری داشت. یعنی علاوه بر شنلی قرمز که گاو یاز برای جلب توجۀ گاو از آن استفاده می کرد، جورابهای صورتی روشن نیز می پوشید.

امریکا :

اولین گروه مهاجران امریکایی جورانهای پشمی کلفتی را می پوشیدند، که در خانه ها می بافتند و اغلب به رنگهای خرمایی، آبی، قهوه ای، سبز، و خاکستری بودند. در بیشتر مناطق، مدلهای جوراب بر گرفته از مدلهای اروپایی بود. مهاجر نشینهای ثروتمند، مانند اشراف اروپایی قادر بودند که جورابهای ابریشمی نفیس تهیه کنند. تا میانۀ قرن نوزدهم در امریکا جوراب تولید نمی شد و پس از آن صنعت جوراب بافی در چندین شهر تأسیس شد. در این زمان شلوارک نیز از مد افتاد و شلوارهایی بلند که تا بالای کفش قرار می گرفتند، مد شدند. در دهه های بعد، با توجه به راحت طلبی مردم جورابها را تا مچ پا، تهیه می کردند . در قرن بیستم بود که صنعت جوراب بافی بسیار خوش درخشید.پنبه، پشم ( و گاهی ترکیبی از هر دو)، موادی بودند که در تهیه جوراب در رنگها و نقشهای زیبا به کار رفتند. در همین زمان جورابهای ورزشی محبوبیتی خاص به دست آوردند. این نقش دلفریب جوراب ادامه داشت تا زمانی که در دهۀ 1950 نخهای مصنوعی معرفی و جورابهای استرچ ،( که تک سایز بودند) وارد بازار شدند.

تابستری

  به تصويرهاي بافته شده توسط نخهاي پشم وكتان كه به ديوار اويخته ميشود تاپستري گويند .

در قرون وسطي وبعد از ان تاپستري روي ديوارهاي قصر ها وخانه هاي بزرگ به عنوان دكور وپوشش مورد استفاده قرار مي گرفت.

تاپستري روي يك قاب بافته مي شود.نخهاي پشمي وكتاني به صورت موازي با يكديگر بر روي بوم پيچيده ميشود كه به انها تار ميگويند وبا عبور دادن نخهاي پود از لابلاي نخهاي تار پارچه تشكيل ميشود.

تاپستري گران قيمت از نخهاي ابريشمي وفلزي استفاده ميشود وچيني ان كامل از ابريشم بافته ميشود. 

در مورد تاپستري ايراني بدانيم ......

بافتن تاپستري  عموما قديمي ترين  روش تهيه قالي محسوب ميشود. اين روش در ايران در زمان ساسانيان مورد استفاده قرار گرفته است .

دو بافته تاپستري كه متعلق به قرن 17 ميباشد در موزه توور و گالري ويليام راك هيل نلسون قرار دارد. 

قطعه موزه لوور بافتي مصور است كه مردي سوار بر اسب را نشان ميدهد .

گمان ميرود اين مرد رستم باشد كه در حال جنگ با يك از‍ده ها است .در گوشه هايي از ژارچه منظره هايي از داستان ليلي و مجنون ديده ميشود .تركيب بندي رنگي بافته متعلق به موزه لوور بسيار ملايم است .در صورتي كه در بافته موزه كانزاس شخصيت سازي ها با رنگهاي درخشان و متنوع با قدري طلا بافته شد .در بافتهاي اخير از حيوانات وطوماري از گلهاي مختلف و خطي ابي جهت مرز بندي كه تضاد رنگي كاملي با رنگهاي ديگر دارد استفاده شده كه ايجاد تصوير جذابي ميكند .

گمان ميرود هر دوي اين بافتها در كارگاههاي بافندگي دربار شاه عباس بافته شده باشد كه به احتمال قوي خواستگاه ان را نيز اصفهان دانسته اند .

ادامه اين مطلب را ميتوانيد در هفته بعد مطالعه كنيد

    مجموعه سوالات تخصصي رشتۀ طراحي و دوخت

سوالات تخصصي طراحي دوخت

 


 

طراحي اندام و لباس

 

1- موارد استفاده از نوك گرد مداد در طراحي كدام كزينه است؟

 

الف: رسم خطهاي معمولي                       ب:رسم خطوط هاشوري                                                                                                                

 

ج:رسم سايه هاي كلي                            د: گزينۀ الف و ب

 

2- رسم اندام ايده ال در طراحي اندام با چند سر محاسبه مي شود؟

 

 الف: 9 سر              ب: 8          ج: 9                       د: 10 سر

 

3- انتهاي فوقاني بازو به استخوان ........ مفصل مي شود.

 

 الف: كتف                ب: ساعد             ج: نازك ني              د: ترقوه   

 

4- چه عاملي موجب حركت ساعد در اندام است؟

 

 الف: كتف               ب: بازو                 ج: مفصل نيمه متحرك آرنج         د: حركت دست

 

5- در طراحي صورت و چهره سياهي چشم چه مقدار از سفيدي چشم را در بر مي گيرد؟

 

 الف:                         ب:                         ج:                                د:

 

6- مهمترين نكته در ترسيم خطوط عمودي در اندام هاي سه رخ كدام گزينه است؟

 

 الف: خط عمودي       ب: خط افقي         ج: خط مركزي               د: خط پهلو

 

7- در حالت سه رخ خط لبۀ دگمه خور لباس بر چه اساسي ترسيم مي شود؟

 

 الف: خط مركزي جلو    ب: خط لبۀ دگمه خور    ج: طراحي دلخواه    د:گزينۀ ب و ج

 

8- كداميك از گزينه هاي زير از خصوصيات دامن دو كلوش نيست؟

 

 الف: در قسمت كمر چسبان است       ب: از زير باسن كوچك تا پايين دامن گشاد مي شود

 

 ج: داراي يك درز است                           د: گزينۀ الف و ج

 

9- شكل اوليۀ دامن خمره اي شبيه ........ است.

 

  الف: مستطيل       ب: ذوذ نقه                ج: ذوذ نقۀ وارونه            د: مخروط 

 

10- (ميدي) نام ديگر كداميك از دامنهاي زير است؟

 

 الف: دامن كوتاه    ب: دامن بالاي زانو     ج: دامن بلند                د: دامن زير زانو

پاسخنامۀ طراحي اندام و لباس

 

 

 

1-     ( ج ) از نوك گرد مداد براي رسم خطهاي معمولي و سايه هاي كلي استفاده مي شود.

 

2-  ( ب) اندام با 8  سر محاسبه مي شود.

 

3-  ( الف ) بازو در قسمت فوقاني با كتف مفصل مي شود.

 

 

4-  ( ج )  مفصل نيمه متحرك آرنج باعث حركت ساعد مي شود.

 

 

5-  ( ب ) سياهي چشم  سفيدي را در بر مي گرد.

 

 

6-  ( ج ) خط مركزي مهمترين نكته در رسم خط عمودي در اندام سه رخ است.

 

 

7-  (الف)  در حالت سه رخ خط لبۀ دگمه خور بر اساس خط مركزي جلو رسم مي شود.

 

 

 

8- ( ج ) دامن دو كلوش داراي دو درز است در كمر چسبان و از زير باسن كوچك گشاد     مي شود.

 

 

9- ( ج ) دامن خمره اي شبيه ذوذ نقه اي است كه قائدۀ بزرگ آن در ناحيۀ كمر است.

 

 

 

10- ( د ) دامن ميدي در زير زانو قرار مي گيرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سوالات تخصصي طراحي دوخت

 

 


 

تاريخ هنر ايران و جهان

 

1- مهمترين نكته در برسي مجسمه هاي بدست آمده از دورۀ عيلاميان چه بود؟

 

الف: نشان دادن نوع زندگي                   ب: نمايش احترام در برابر چيزي

 

ج: شكل پوشاك و زيور آلات                    د: تأثير مذهب بر هنر

 

2- ساخت آلياژ مربوط به چند هزار سال پيش است؟

 

الف: 5 هزار سال پيش     ب: 6هزار سال پيش   ج: 4هزار سال پيش   د: 7هزار سال پيش

 

3- نقاشي روي سفال را براي اولين بار به چه كساني نسبت مي دهند؟

 

الف:ساسانيان          ب: اشكانيان      ج: ساكنين اوليۀ فلات ايران   د: بين النهرين

 

4- تصوير مقابل مربوط به چه هنري است و متعلق به كدام منطقه است؟

 

الف: نقاشي روي سفال- شوش     ب: نقش پارچه- صفوي

 

 ج: فلزكاري- زيو يه                        د: هيچكدام

 

5- كاشي كاري هخامنشيان از هنر كدام دوره تأثير گرفته است؟

 

الف: مصر باستان      ب: يونان باستان     ج: عيلاميان        د: بين النهرين

 

6- كدام گزينه از ويژگي هاي مشترك بين هنر هخامنشي و ساساني نيست؟

 

الف: نمايش قدرت     ب: عظمت جويي    ج: رعايت تقارن   د: ارجعيت روايتگري و تحرك

 

7- كداميك از گزينه هاي زير از خصوصيات نقاشي كوه خواجۀ سيستان نيست؟

 

الف: قلمگيري ساده در مرز پيكر ها          ب: رعايت پرسپكتيو  

 

ج: سرچشمۀ نقاشي اسلامي               د: رنگهاي تخت و بدون سايه روشن

 

8- تصوير مقابل چيست و از كدام منطقه بدست آمده است؟

الف: سر تبر- لرستان                             ب: بت مفرغي- مارليك

 

ج: سر چپق- شوش                               د: مجسمۀ فلزي- زيو يه

 

9- تفاوت آثار محمدزمان با ديگر نقاشان در چيست؟

 

الف: گرايش به اصول بعد نمايي، سايه پردازي          ب: دقت در جزئيات

 

ج: گرايش به اصول ريزه كاري                                 د: استفاده از نقشهاي تزئيني

 

10- شكل مقابل چه خطي را نشان مي دهد و مربوط به چه دورۀ تاريخي است؟

 

الف:خط نسخ- قرنهاي اوليۀ هجري        ب: كوفي- قرن 4 هجري

 

ج: مشجري – قرن 3 هجري                  د: عربي – قرن 2 هجري

 

11- كاربرد صورتك هادر كدام دورۀ هنري به چشم مي خورد؟

 

الف:هنر ابتدايي       ب: هنر هاي بدوي      ج: هنرهاي ماقبل تاريخ        د: گزينۀ الف و ب

 

12- تصوير مقابل مربوط به هنر كدام تمدن است؟

 

الف: هنر يونان    ب: هنر بين النهرين     ج: هنر هند     د: هنر روم

 

13- اوج هنر موزائيك سازي مربوط به كدام دوره است؟

 

الف: مصر           ب: بيزانس                ج: يونان         د: گو تيك

 

14- دومين مرحاۀ شكوفايي هنر بيزانس مربوط به چه سالهايي است؟

 

الف: سده هاي دهم و يازدهم              ب: سده هاي دوازدهم و سيزدهم

 

ب: سده هاي نهم و دهم                     د: سده هاي دهم و دوازدهم

 

15- نقاشي شني مربوط به كداميك از گزينه هاي زير مي باشد؟

 

الف: اسكيمو ها     ب: بشر اوليه     ج: سرخ پوستان آمريكايي     د: سياه پوستان آفريقايي

 

16- كدام هنر مند پيكره ساز براي اولين بار حركت را وارد پيكره سازي كرد؟

 

الف: آگوستوس     ب: ميكل آنژ        ج: ميرون            د: دوناتللو

 

17- شكل روبرو مربوط به كدام تمدن تاريخي است و چند سال قدمت دارد؟

الف: تمدن اينكا4000 سال             ب: تمدن يونان2500 سال

 

ج: تمدن هاپ ول 3000 سال          د: تمدن بين النهرين5000 سال           

 

18- طريقۀ ترسيم پيكرحيوانات در غارها به چه شيوه اي بوده است؟

 

الف: كو بيسم      ب: طبيعت گرايانه        ج: اكسپرسيو نيسم      د: امپرسيو نيسم 

 

19- (كا) در كدام تمدن وجود داشت؟

 

الف: بابل                ب: مصر                     ج: هند                       د: آشور

   

20- تصوير مقابل مربوط به هنر كدام دورۀ تاريخي است؟

 

الف: مصر               ب: بيزانس             ج: سومر             د: بابل

 

پاسخنامۀ سوالات تاريخ هنر ايران و جهان

 

1- (د ) مهمترين نكته در اين مجسمه ها تأثير مذهب برهنر آنهاست.

 

2- ( ج ) 4000 سال پيش

 

3- ( ج ) نقاشي روي سفال را به ساكنان اوليۀ فلات ايران نسبت داده اند.

 

4- ( ج ) هنر فلزكاري مربوط به زيويه مي باشد.

 

5- ( د ) كاشي كاري هخامنشي با شيوۀ كاشي كاري بين النهرين تهيه شده است.

 

6- ( د ) ارجهيت روايتگري و تحرك در آثار ساساني بيشتر از آثار هخامنشي است.

 

7- ( ب) رنگهاي تخت بدون سايه روشن و قلم گيري سياه در مرز پيكر ها در نقاشي هاي

 

كوه خواجه ديده مي شود.

 

8- (الف) سر تبر مفرغي از لرستان است

 

9- ( الف) محمد زمان گرايش به طبيعت پردازي، بعد نمايي، سايه پردازي دارد.

 

10- ( الف) نمونۀ خط نسخ از قرنهاي اوليۀ هجري است.

 

11- (ب) كاربرد صورتك ها در هنر هاي بدوي به چشم مي خورد.

 

12- ( ب ) پيكره هايي از معبد آبو مربوط به هنر بين النهرين (سومر)

 

13- ( ب) هنر موزائيك سازي عمده ترين هنر بيزانس به شمار مي رود.

 

14- ( د ) دومين مرحلۀ شكوفايي هنر بيزانس در سالهاي دهم و دوازدهم ميلادي است.

 

15- ( ج) نقاشي شني در بين سرخپوستان آمريكايي رواج دارد.

 

16- ( ج) ميرون حركت را به پيكره سازي داخل كرد

 

17- ( ج) مربوط به تمدن هاپ ول 3000 سال پيش است.

 

18- ( ب ) طريقۀ ترسيم پيكر حيوانات همانگونه كه در نقاشي هاي غار لاسكو وجود دارد در

 

بقيۀ نقاط نيز ديده مي شود.

 

19- ( ب ) انسان مصري ميان روح و جسم جدايي نمي شناخت و معتقد بود از لحظۀ تولد يك

 

خود د يگر با انسان همراه است  كه كا نام دارد.

 

20- ( الف) غازهاي مدوم مربوط به هنر مصر است.

 

 

سوالات تخصصي طراحي دوخت

 

 


 

مباني هنر هاي تجسمي

 

1- درك درست يك اثر تجسمي تا حدود زيادي بستگي به ..... و..... ابزار و عناصر هنر تجسمي دارد؟

 

الف: شناختن و ديدن  ب: ديدن و نگاه كردن   ج: شناختن و آموختن  د: شناختن و درك كردن

 

2-     مهمترين عنصر بصري كه در شكل مقابل وجود دارد كدام است؟

 

الف: خط             ب: سطح           ج: نقطه              د: رنگ

 

3-     عنصر اصلي طراحي چه نام دارد؟

الف: حركت          ب: سطح          ج: خط                  د: نقطه

 

4-     تصوير مقابل اثر كدام هنرمند است؟

 

الف: ژاك ليپ       ب: هنري مور       ج: رودن              د: جاكومتي

 

5-     آثار نقاشان پست امپرسيو نيست چه خصوصياتي دارد؟

 

الف: استفاده از رنگهاي تخت               ب: استفاده از رنگهاي مكمل

 

ج: استفاده از رنگهاي گرم                د: همۀ موارد

 

6-تصوير مورد نظر چه حالتي را به انسان القا مي كند؟

 

الف: اعتدال         ب: پويايي        ج: ملايمت         د: ايستادگي

 

7-    بهره گرفتن از كنتراست در آثار هنري باعث بوجود آمدن چه خصوصياتي مي شود؟

 

الف: گويا تر كردن حالت                                              ب: برجسته تر شدن معني                                                               

ج: قوي تر نشان دادن احساس و انتقال پيامها                  د: همۀ موارد

 

8- تصوير مقابل چه نوع ريتمي را نشان مي دهد؟

 

الف: تكاملي          ب: موجي            ج: يكنواخت           د: متناوب

 

9-     ساده ترين كنتراست هفت گانۀ رنگ كدام است؟

 

الف: مكمل           ب: همزماني         ج: وسعت سطح        د: ته رنگ

 

10- كداميك از گزينه هاي زير جزء رنگهاي درجۀ دوم نيست؟

 

الف: بنفش           ب: نارنجي            ج: قرمز                 د: سبز

 

پاسخنامۀ سوالات مباني هنرهاي تجسمي

 

1- (د) در يك اثر تجسمي درك آن بستگي به شناختن و درك كردن ابزار و عناصر هنر

 

تجسمي دارد.

 

2- (ب) عنصر سطح تشكيل دهندۀ شكل است.(دايره)

 

3- (ج) خط عنصر اصلي طراحي است.

 

4- (د)مجسمۀ مرد اثز جاكومتي مي باشد.

 

5- (ب) نقاشان پست امپرسيو نيست در آثار خود از رنگهاي مكمل استفاده مي كردند.

 

6- (ج) خطوط نرم و مواج ملايمت و لطافت را نشان مي دهد.

 

7- (د) بهره گرفتن از كنتراست باعث برجسته شدن معنا، گويا تر شدن حالت و قوي تر نشان

 

دادن احساس و انتقال پيامها مي شود.

 

8- (الف) تصوير كليسا تكرار تكاملي را كه به تدريج از زمين به آسمان اوج گرفته نشان ميدهد.

 

9- (د) ته رنگ ساده ترين كنتراست هفت گانۀ رنگ است

 

10-(ج) رنگهاي درجۀ دوم نارنجي،سبز و بنفش هستند.

 

عنوان بعضی کتب کمک آموزشی مرتبط با رشته طراحی دوخت

            نام كتاب

نام نويسنده

     نام مترجم

              ناشر

آموزش هنر هاي طراحي (طراحي آناتومي بدن مردان)

جيوواني-چيواردي

     آزاده اعرابي

         اكتا

طراحي اندام با لباس

(حالات مردم در زندگي روز مره)

آزاده اعرابي

 

         اكتا

آشنايي با اصول و شيوههاي طراحي (آموزش گام به گام)

وندون بليك

مژگان رضانيا

          ني

چهره سازي باآبرنگ قدم به قدم

چارلزريد

عربعلي شروه

انتشارات يساوي

تكنيكهاي طراحي

(مداد – زغال –طراحي با مركب )

جيووانيسيواردي

ايرج شير نژاد

برگ نگار

آشنايي با مكاتب نقاشي

نوزيه لطفي

 

ژيار

مباني هنر هاي تجسمي در بازل سويس نقطه –خط- سطح

واسيلي كاند نيسكي

پريسا محقق زاده

مارليك

طراحي تخيلي

مايك جفريز

مريم مدني

عفاف

شيوههاي نقاشي به پاستل

مايك چاپلين

بهارك جباري

بهار

آموزش طراحي با ماهي 

محمد رضا هنرمند

 

فرهنگ سراي مير دشتي

آشنايي با مكاتب نقاشي

نوزيه لطفي

 

مير شمس

شناخت ويژگيههاي نقاشي

شاهرخ لطفي

 

مير شمس